تبلیغات
اهل سنت مذهب حنفی - آرامگاه امام فخرالدین رازی
اهل سنت مذهب حنفی

مقبره امام فخرالدین رازی ـ کهنه اورگنج

از آنجائیكه دین مبین اسلام آخرین و كاملترین ادیان است و پیامبر اسلام به عنوان خاتم پیامبران مبعوث شده و بعد از ایشان دیگر پیامبری نخواهد آمد، لذا خداوند متعال در هر زمان مجددان و شخصیتهایی والا در میان مردم می آفریند تا راه و رسم زندگی اسلامی را به مردم ابلاغ نموده و پاسداران حقیقی دین اسلام باشند.
از لابلای اوراق تاریخ، ظهور و حیات شخصیتی بارز متجلی است كه فخر زمان، امام المتكلمین، فخرالدین رازی نام دارد. وی ابوعبدالله محمد بن عمر بن حسین رازی الهروی ملقب به "فخرالدین رازی" و معروف به "شیخ الاسلام هرات" می باشد.
امام رازی در سال 544 هـ ق چشم به جهان گشود و دروس ابتدایی را نزد پدر بزرگوار خود شیخ ضیاء الدین فرا گرفت. پس از وفات والد گرامی، به شهر ری سفر نموده و نزد "كمال سمعانی" رفت و او را به عنوان مرشد و استاد خود برگزید. پس از مدتی جهت تكمیل دروس، به "مراغه" سفر نمود وعلم كلام و حكمت را نزد استاد "محمد جیلی" آموخت.

هنگامی كه از فراگیری علم در تمام زمینه های علوم عقلیه و نقلیه فارغ گشت ومهارت كافی را حاصل نمود به "خوارزم" رفت و مدتی در آنجا رحل اقامت گزید و به علت بحث و مباحثه های كلامی و اعتقادی از خوارزم به ماوراء النهر و نهایتاً به هرات رفت. امام رازی در هرات مورد اكرام و احترام سلاطین "غوری" قرار گرفت وسلطان غیاث الدین محمد بن سام غوری (متوفی599) مسجد جامع بزرگ و مدرسه جامع هرات را جهت تدریس و تشكیل مجالس پند و اندرز در اختیار امام قرار داد.
در طول مدت اقامت ایشان در خراسان، علمای بسیاری از نقاط مختلف ممالك اسلامی جهت فراگیری علوم نزد ایشان می آمدند و از محضر ایشان كسب فیض می نمودند. در مجلس ایشان از هر طیف و گروه و از هر مذهب حضور می یافتند ورفع اشكال می كردند، حتی بسیاری از طرفداران فرقه باطله كرّامیه به وسیله ایشان هدایت شده و به مذهب اهل سنت و جماعت گرویدند.

امام رازی هروی بنابر تبحر علمی خود، تصانیف بسیاری دارند، خصوصاً در زمینه تفسیر، خداوند به ایشان استعداد فوق العاده ای عنایت نموده بود و "تفسیر الكبیر" ایشان دارای ارزش والایی نزد اهل علم می باشد. از جمله تصانیف دیگر ایشان به موارد ذیل می توان اشاره نمود:
1ـ البیان والبرهان فی رد اهل الزیغ والطغیان.
2ـ نهایة العقول
3ـ المطالب العالیه
4ـ المحصول فی علم الاصول
5ـ المعالم
6ـ الملخص
7ـ شرح عیون الحكمه
8ـ شرح مفصل زمخشری
9ـ شرح الوجیز امام غزالی
10ـ المحصل

امام رازی علاوه بر تبحر علمی، واعظی قوی نیز بود و در زمینه شعر هم تبحر خاصی داشت، اشعار ذیل بخشی از قصیده های ایشان است:
اشعار به زبان عربی:

نهایة أقدام العقول عقال
و أكثر سعی العالمین ضلال
وأرواحنا فی وحشة من صبومنا
و حاصل دنیانا أذی ووبالٌ
ولم نستفد من بحثنا طول عمرنا
سوی أن جمعنا فیه قیل و قال

اشعار به زبان فارسی:

کنه خردم درخور اثبات تو نیست
وآرامش جان جز به مناجات تو نیست
من ذات تو را به واجبی کی دانم
داننده ذات تو بجز ذات تو نیست»


عقیده‌ ابن‌خلدون‌ درباره‌ امام‌ فخر

5-3- ابن‌ خلدون‌ (در گذشته‌ 808 ه.ق‌) مورخ‌ و فیلسوف‌ نامدار تونسی‌ در كتاب‌ بسیار نفیس‌ خود مقدمه‌ تاریخ‌، فصلی‌ مشبع‌ و مفید در علم‌ كلام‌ آورده‌ و پس‌ از دقت‌ و موشكافی‌ و اظهار نظر درباره‌ این‌ علم‌ و مسائل‌ آن‌ می‌گوید: تا دوره‌ امام‌ الحرمین‌ ابوالمعالی‌ جوینی‌، مباحث‌ كلامی‌ با مطالب‌ فلسفی‌ درهم‌ آمیخته‌ بود تا اینكه‌ امام‌ ابوالمعالی‌ در این‌ راه‌ كتاب‌ شامل‌ خویش‌ را املا كرد و سخن‌ را در آن‌ به‌ نهایت‌ رساند و شرح‌ و تفصیلی‌ هر چه‌ تمام‌تر از این‌ علم‌ بداد و فصول‌ و مسائل‌ آنها را مرتب‌ و مدون‌ كرد. سپس‌ آن‌ را در كتاب‌ ارشاد خلاصه‌ كرد و مردم‌ در اصول‌ عقاید خویش‌ آن‌ را به‌ منزله‌ امام‌ و مستند خود قرار دادند. پس‌ چون‌ علوم‌ منطقی‌ انتشار پیدا كرد و در اطراف‌ و اكناف‌ ممالك‌ اسلامی‌ پراكنده‌ گشت‌، مردم‌ به‌ خواندن‌ و فهمیدن‌ آن‌ مشغول‌ شدند. از اینجا بود كه‌ كم‌ كم‌ میان‌ فلسفه‌ یونانی‌ و كلام‌ اسلامی‌ امتیاز پیدا شد و مباحث‌ و مسائل‌ آن‌ دو از هم‌ دیگر جدا گشت‌.
سپس‌ می‌گوید: و نخستین‌ كس‌ كه‌ در این‌ راه‌، به‌ طور مستقل‌ و با دقت‌ نظر كتاب‌ نوشت‌ و توانست‌ اصل‌ بالا را در تألیفات‌ خود رعایت‌ كند، امام‌ ابوحامد غزالی‌ بود و تنها كسی‌ كه‌ پس‌ از او به‌ طرزی‌ صحیح‌ از او پیروی‌ كرد امام‌ فخرالدین‌ رازی‌ معروف‌ به‌ ابن‌ خطیب‌ بود.

اما پس‌ از وی‌ باز چندی‌ این‌ اختلاط‌ و آمیزش‌ پیش‌ آمد، چه‌ بیش‌تر عالمان‌ به‌ فلسفه‌ مشغول‌ شدند و یا اصطلاحات‌ كلامی‌ را در فلسفه‌ و اصطلاحات‌ فلسفی‌ را در كلام‌ وارد ساختند. در صورتی‌ كه‌ مباحث‌ این‌ دو علم‌ از هم‌ جداست‌. متكلم‌، در حقیقت‌ حارس‌ و نگاهبان‌ اصول‌ عقاید مردم‌ است‌ و می‌كوشد اصول‌ عقاید را از نظر گاه‌ دین‌ و با اتكاء به‌ عقل‌ تحكیم‌ كند، اما فیلسوف‌ ب‌ حقایق‌ اشیاء نظر دارد و صحبت‌ از این‌ دارد كه‌ ما كجا بوده‌ایم‌ و كجا هستیم‌ و چرا هستیم‌ و به‌ كجا می‌رویم‌؟ و هیچ‌ الزامی‌ ندارد كه‌ از دین‌ و مبادی‌ دینی‌ پیروی‌ كند و چون‌ این‌ مباحث‌ مخلوط‌ شده‌ است‌ از این‌ رو، رد نوشتن‌ بر معارضان‌ و مخالفان‌ دین‌ مشكل‌ شده‌، لیكن‌ هر كس‌ بخواهد بر فیلسوفان‌ و مخالفان‌ اسلام‌ رد بنویسد، لازم‌ است‌ كه‌ به‌ كتابهای‌ امام‌ محمد غزالی‌ و امام‌ فخر رازی‌ بنگرد و در معنای‌ كتابهای‌ این‌ دو تعمق‌ كند. زیرا اگر چه‌ در این‌ كتابها مخالفتهایی‌ با اصطلاحات‌ قدیم‌ دانشمندان‌ كلام‌ - كه‌ مصطلحات‌ و مسائل‌ آنها محدود و قلیل‌ بوده‌- به‌ چشم‌ می‌خورد اما از اختلاط‌ مسائل‌ و اقتباس‌ موضوعات‌ خبری‌ نیست‌ و مسائل‌ كلامی‌ به‌ مطالب‌ فلسفی‌ آمیخته‌ است‌.


مخالفان‌ امام‌ فخر رازی‌

5-4- گفتیم‌ امام‌ در سخنوری‌ و ایراد خطابه‌ بسیار زبردست‌ بود و سخنان‌ او از چاشنی‌ كلام‌ و صوفیگری‌ و فلسفه‌ و اشعار شاعران‌ بزرگ‌ خالی‌ نبود و نیز گفتیم‌ كه‌ وی‌ در فروع‌ دین‌، مذهب‌ شافعی‌ داشت‌. از این‌ رو، روزگار او مجالی‌ بود برای‌ پیشرفت‌ كار شافعیان‌ و رواج‌ عقاید ایشان‌.
امام‌ فخر با مایه‌ فراوان‌ علمی‌ و نیروی‌ بیان‌ و وابستگی‌ به‌ دیوان‌ برای‌ مدعیان‌ مذاهب‌ دیگر مجالی‌ برای‌ عرض‌ عقیده‌ و بیان‌ حقایق‌ ایمانی‌ خود نمی‌داده‌ است‌. ولی‌ آنها نیز بیكار نمی‌نشستند و او را آزار می‌رسانیدند. یكی‌ از این‌ گروه‌، كرامیان‌ بودند كه‌ سرانجام‌ از دست‌ زبان‌ او به‌ تنگ‌ آمدند و در طعامش‌ زهر ریختند كه‌ به‌ نظر گروهی‌، امام‌ به‌ سبب‌ همین‌ مسمومیت‌ درگذشت‌. از داستانهای‌ عجیب‌ كرامیان‌ یكی‌ این‌ بود كه‌: نامه‌هایی‌ چند پر از دشنام‌ و بدگویی‌ نوشتند و بر منبر او نهادند و چندین‌ بار این‌ كار را تكرار كردند. امام‌ سرانجام‌ از این‌ كار سخت‌ برآشفت‌ و نامه‌ای‌ را بر فراز منبر برای‌ شنوندگان‌ خود خواند آن‌ گاه‌ در جواب‌ كرامیان‌ گفت‌:
در این‌ نامه‌ها به‌ پسر من‌ نسبت‌ بدكاری‌ داده‌ و زنم‌ را و غلامم‌ را نیز بدكاره‌ قلمداد كرده‌اند. اگر این‌ نسبتها درست‌ باشد باید بگویم‌: پسرم‌ جوان‌ است‌ و جوانی‌ شعبه‌ای‌ از دیوانگی‌ است‌ ولی‌ امیدوارم‌ از آن‌ كار بد باز آید و توبه‌ كند؛ اما زنان‌ و غلامان‌ را امانت‌ كمتر باشد مگر خدای‌ آنها را از بدكاری‌ نگاه‌ دارد. با وجود همه‌ اینها در این‌ نامه‌ از پسر یا زن‌ یا غلام‌ من‌طلبی‌ نیامده‌ بود دال‌ بر اینكه‌ بگویند: خدا جسم‌ است‌ و یا او شبیه‌ آفریدگان‌ خویش‌ است‌ و یا خدا دست‌ و پا و خواهش‌ نفسانی‌ دارد، شما انصاف‌ دهید كه‌ كدام‌ یك‌ از ما راه‌ یافته‌تر است‌!

برهان‌ قاطع‌ بر گلوی‌ فخر رازی‌!

5-5- اسماعیلیان‌ یا باطنیان‌ از او دلخون‌ بودند و از نیش‌ زبانش‌ به‌ تنگ‌ آمده‌ بودند تا اینكه‌ امام‌ چند روز پیایی‌ در درس‌ خود اظهار كرد كه‌: این‌ ملاحده‌ برای‌ دسترسی‌ عقاید خود برهان‌ قاطعی‌ ندارد. یك‌ اسماعیلی‌ مأمور شد و به‌ حلقه‌ درس‌ و به‌ گروه‌ شاگردان‌ امام‌ پیوست‌ و پیوسته‌ در تقرب‌ می‌افزود. روزی‌ به‌ امام‌ گفت‌: سؤالی‌ محرمانه‌ دارم‌ و امام‌ را به‌ كتابخانه‌ خصوصی‌ برد و او را به‌ چالاكی‌ تا بالای‌ سر برداشت‌ و بر زمین‌ نهاد و كاردی‌ از لای‌ كتاب‌ بركشید و بر گلوی‌ پیرمرد امام‌ نهاد و گفت‌: این‌ برهان‌ ماست‌! ترا نمی‌كشم‌، اما باید قول‌ بدهی‌ كه‌ پس‌ از این‌ از اسماعیلیان‌ بدنگویی‌... امام‌ با منت‌ پذیرفت‌ و از فردا در بحث‌ جانب‌ احترام‌ و مماشات‌ پیش‌ گرفت‌. روزی‌ یكی‌ از شاگردان‌ از امام‌ پرسید:
- مگر در اصول‌ عقاید استاد‌ در باب‌ اسماعیلیان‌ تغییری‌ حاصل‌ شده‌ است‌؟
امام‌ گفت‌: البته‌ زیرا برهان‌ قاطع‌ آنها را در دستشان‌ دیده‌ام‌!


سند علمی امام رازی

سند علمی امام رازی بعد از ده استاد به امام شافعی رحمه الله می رسد. بطوریكه ایشان علوم را از پدر خود و او از ابومحمدحسین و ایشان از قاضی حسین مروزی و او از قفال مروزی و ایشان از ابو زید مروزی و ابوزید از ابو اسحق مروزی و وی از ابو العباس شریح و ایشان از ابوالقاسم انماطی و او از ابراهیم مزنی و ابراهیم مزنی شاگرد امام شافعی رحمه الله بود.

سرانجام این خورشید علم وعمل روز دوشنبه یكم شوال المكرم سال 606در روز عید فطر در شهر عارفان – هرات – درگذشت و در جوار كوه "مصاقب" در روستای "مرادخان" دفن گردید.
وی هنگام مرگ این رباعی را زمزمه می كرد:

هرگز دل من زعلم محروم نشد
كم ماند ز اسرار كه مفهوم نشد
هفتاد و دو علم درس خواندم شب و روز
معلومم شد كه هیچ معلوم نشد




نوشته شده در تاریخ جمعه 1 بهمن 1389 توسط محمد محمدی