تبلیغات
اهل سنت مذهب حنفی - گناهان کبیره
اهل سنت مذهب حنفی

بسم الله الرحمن الرحیم
(اقسام گناهان به نسبت صفات بندگان)
آدمی را صفتها و خوبیهای بسیار است و لیکن اصلهای آن منحصر است در چهار صفت: صفت ربوبیة، صفت شیطانیة، صفت بهیمیة، صفت سبعیة. و آن بدان است که طینت آدمی از خلطهای مختلف سرشته شده است. پس هر خلطی اثری از آثار را اقتضا کرده است چنانکه شِکَر و سرکه و زعفران در سکنجبین اثرهای مختلف اقتضا کند.

1ـ صفت ربوبی که مقتضای آن کبر و فخر و جباری است و دوستی مدح و عزت و ثناء و توانگری و دوستی همیشه بودند و طلب استعلاء بر همگان، تا چنان که میخواهد که «انا ربکم الاعلی» گوید. و جمله گناهان کبیره از این منشعب میشود که خلق از آن غافلند و آنرا گناه نشمرند. و آن مهلکات عظیم است که چون امهات است بزرگتر معصیتها را چنانکه در «ربع مهلکات» به استقصاء یاد کردیم. 2ـ صفت شیطانی که از آن بد خواهی و ستمکاری و حیلت و فریبش و فرمودن فساد و منکر شاخ زند و حسد و بغی و نفاق و خواندن به بدعت و گمراهی در آن داخل شود. 3ـ صفت بهیمی و از آن شره و کلب «حرص شدید» و حرص بر قضای آرزوی شکم و فرج انشعاب پذیرد و از آن زنا و لواطت و دزدی و خوردن مال یتیمان و جمع مال حرام برای شهوتها شاخ زند. 4ـ صفت سبعی و از آن خشم و کینه و اقدام نمودن بر کشتن و زدن و دشنام دادن مردمان را و هلاک کردن مالها متفرغ شود و بسیاری از گناهان شاخهای آن باشد.


این صفتها را در آفرینش تدریج است. چه صفت بهیمی است که در اول غالب بود، آنگاه صفت سبعی و چون هر دو جمع شدند عقل را در فریبش و مکر و حیلت کار بندند و آن صفت شیطانی است. آنگاه در آخر صفت ربوبی غالب شود و آن فخر و عز و علو است و طلب کبریاء و قصد استیلاء بر همه خلق. و این امهات گناهان و چشمه های آن است آنگاه این چشمه های گناهان بر جوارح روان شود و بعضی از آن به دل مخصوص باشد. چون کفر و بدعت و نفاق و بد اندیشی برای مردمان و بعضی به چشم و گوش و بعضی به زبان و بعضی به شکم و فرج و بعضی به دست و پای و بعضی به همه تن بود و چون آن واضح است به بیان تفصیل حاجت نباشد.


در خبر است: الدواوین ثلاثة: دیوان یُغفر و دیوان لایُغفر و دیوان لایُترک فالدیوان الذی یغفر ذنوب العباد بینهم و بین الله تعالی و اما الدیوان الذی لایغفر فالشرک و اما الدیوان الذی لایترک فمظالم العباد. دیوانه ها سه است: دیوانی که آمرزیده شود گناه بندگان است میان ایشان و خدای و دیوانی که آمرزیده نشود شرک است و دیوانی که گذاشته نیاید مظالم بندگان است.


(تعریف گناه کبیره و اختلافات در مورد آن)
بطور مطلق مراد از کبیره، کفر است زیرا هیچ گناهی بزرگتر از آن نیست و بطور کلی مراد از کبیره، معصیت و گناه غیر از کفر است. علماء در تعریف کبیره اختلاف نظر دارند. برخی گفته اند: هر آنچه انجامش موجب مفسده باشد کبیره است و بعضی گفته اند: هر آنچه که شارع بر انجام آن تهدید کرده باشد کبیره است و نیز گفته شده هر گناهی که نسبت به گناهی دیگر ضررش کمتر باشد صغیره است و نسبت به گناهی دیگر ضررش بیشتر باشد کبیره است.


حضرت علی رضی الله عنه فرموده است: «هر گناهی که خداوند بر آن حکم عذاب داده یا لعنت کرده یا بر آن خشم گرفته است کبیره است» و گفته شده هر گناهی که شخص بر انجام آن اصرار ورزد کبیره است و هر گناهی که از آن استغفار کند و اصرار نورزد صغیره است. طایفه ای گفته اند که هیچ گناه صغیره نیست بل هر چه مخالفت خدای است کبیره است و این ضعیف است. چون حق تعالی گفته است: «ان تجتنبوا کبائر ما تنهون عنه نکفر عنکم سیّئاتکم» سوره نساء 4/31 یعنی اگر دور باشید از کبائر مناهی، دیگر بدیهای شما که کم از کبایر است مکفر گردانیم.


و رسول اکرم صلی الله تعالی علیه و سلم فرموده است: «الصلوات الخمس و الجمعة الی الجمعة تُکَفّر ما بینهن ان اجتنبت الکبایر» یعنی پنچ نماز و نماز جمعه تا نماز جمعه دیگر مکفر گرداند چیزی را که میان ایشان بود از صغایر اگر از کبایر دور باشد. و در روایت دیگر: «کفارت لما بینهن الا الکبایر» یعنی کفارات گناهانی است که میان آن است مگر کبایر. قال شمس الدین ذهبی: «ان من ارتکب شیئا من هذه العظائم مما فیه حد فی الدنیا کالقتل و الزنا و السرقه او جاء فیه وعید فی الاخره من عذاب او غضب او تهدید او لعن فاعله علی لسان نبیِّنا محمد صلی الله تعالی علیه و سلم فا نه کبیره» یعنی امام ذهبی میفرماید: هر کسی که به این گناهان بزرگ مرتکب شود که به وسیله آن در دنیا حد واجب باشد. مثلا قتل، زنا و دزدی یا در مورد آن گناهان بزرگ در آخرت وعده ای از عذاب و یا غضب و یا تهدید آمده باشد و یا به فاعل آن گناهان بزرگ پیامبر اکرم صلی الله تعالی علیه و سلم لعنت کرده باشد در این صورت همه آنها کبیره است.


مسلمانان در مورد مسلمانی که مرتکب گناه کبیره میشود اختلاف نظر دارند که آیا مومن است یا کافر یا در درجه ای ما بین کفر و ایمان است. اهل حق (اهل سنت و الجماعة) معتقدند که مرتکب گناه کبیره مومن (اهل ایمان) است و انجام کبیره او را بی ایمان و کافر نمیکند مگر اینکه آنرا در حالیکه انجام میدهد حلال بداند یا نهی از آنرا در شرع کوچک و خوار شمارد یا امر واجبی را که شرع بدان امر کرده است تحقیر و کوچک نماید در این صورت مرتد و کافر است. با سه استدلال: 1ـ حقیقت ایمان عبارت از تصدیق قلبی، پس هر مومن گناهی را انجام دهد و قلبا ایمانش باقی باشد از اهل ایمان است. 2ـ بدلیل اینکه در نصوص شرعی بر مرتکب گناه کیبره لفظ ایمان اطلاق شده است مانند آیه 178 سوره بقره «یا ایها الذین کتب علیکم القصاص فی القتلی» یعنی ای کسانیکه ایمان آورده اید در باره کشتگان قصاص بر شما فرض شده است. و قصاص تنها بر قاتلی واجب میشود که عمدا کسی را که کشتنش منع شده است کشته است و با وجود این خداوند آنها را با عبارت «ای کسانیکه ایمان آورده اید» مخاطب ساخته است.


و در آیه 8 سوره تحریم میفرماید: «یا ایها الذین توبو الی الله توبة نصوحا» یعنی ای مومنان! به در گاه خدا بر گردید و توبه خالصانه کنید. مسلَّماً توبه فقط در مورد گناه است. و آیه 9 حجرات «و ان طائفتان من المومنین اقتتلوا فاصلحوا بینهما» یعنی هرگاه دو گروه از مومنان با هم به جنگ پرداختند در میان آنان صلح بر قرار سازید. جنگ در میان مسلمانان از گناهان کبیره است و با وجود این خداوند آنانرا به مومن نام برده است. 3ـ دلیل دیگر اجماع امت است از زمان پیامبر صلی الله تعالی علیه و سلم تا به امروز بر خواندن نماز میِّت بر هر کسی که اهل قبله باشد اگر چه توبه هم نکرده باشد. پس آنکه توبه نکرده کافر باشد نماز و طلب استغفار برای او جایز نیست.


(تعداد گناهان کبیره)
قال ابن عباس رضی الله عنهما: «هی الی السبعین اقرب منها الی السبع» یعنی ابن عباس رضی الله عنهما میفرماید: تعداد گناهان کبیره به هفتاد نزدیکتر است نسبت به هفت. الکبیرة الاولی: الشرک بالله الثانیة: قتل النفس الثالثة: السحر الرابعة: ترک الصلاة الخامسة: منع الزکاة السادسة: افطار یوم من رمضان بلا عذر السابعة: ترک الحج مع القدرة علیه الثامنة: عقوق الوالدین التاسعة: هجر الاقارب العاشرة: الزنا الحادیة عشرة: اللواط الثانیة عشرة: الرّبا الثالثة عشرة: اکل مال الیتیم و ظلمه الرابعة عشرة: الکذب علـی الله عز و جل و علی رسوله صلی الله تعالی علیه و سلم الخامسة عشرة: الفرار من الزَّحف السادسة عشرة: غش الامام الرعیة و ظلمه لهم السابعة عشرة: الکبر و الفخر و الخیلاء و العجب و التیة الثامنة عشرة: شهادة الزور التاسعة عشرة: شرب الخمر العشرون: القمار الحادیة و العشرون: قذف المحصنات الثانیة و العشرون: الغلول من الغنیمة وهی من بیت المال و من الزکاة الثالثة و العشرون: السرقة الرابعة و العشرون: قطع الطریق الخامسة و العشرون: الیمین الغموس السادسة و العشرون: الظلم السابعة و العشرون: المکاس الثامنة و العشرون: اکل الحرام و تناوله علی ایِّ وجه کان التاسعة و العشرون: ان یقتل الانسان نفسه الثلاثون: الکذب فی غالب اقواله الحادیة و الثلاثون: القاضی السوء الثانیة و الثلاثون: اخذ الرشوة علی الحکم الثالثة و الثلاثون: تشبه النساء بالرجال و تشبه الرجال بالنساء الرابعة و الثلاثون: الدیوث المستحسن علی اهله و القوَّاد الساعی بین الاثنین بالفساد الخامسة و الثلاثون: المحلل و المحلل له السادسة و الثلاثون: عدم التنزه من البول و هو شعار النصاری السابعة و الثلاثون: الـرِّیاء الثامنة و الثلاثون: التعلم للدنیا و کتمان العلم التاسعة و الثلاثون: الخیانة الاربعون: المّنان الحادیة و الاربعون: التکذیب بالقدر الثانیة و الاربعون: التسمع علی الناس و ما یسرِّون الثالثة و الاربعون: النمیمة الرابعة و الاربعون: اللعان الخامسة و الاربعون: الغدر و عدم الوفاء بالعهد السادسة و الاربعون: تصدیق الکاهن و المنجم السابعة و الاربعون: نشوز المراة علی زوجها الثامنة و الاربعون: التصویر فی الثیاب و الخیطان و الحجر و الدراهم و سائر الاشیآء سواء کانت من شمع او من عجین او حدید او نحاس او صوف او غیر ذلک و الامر باتلافها التاسعة و الاربعون: اللّطم و النّیاحة و شق الثوب و حلق الراس و نتفه و الدعاء بالویل و الثبور عند المصیبة الخمسون: البغی الحادیة و الخمسون الاستطالة علی الضعیف و المملوک و الجاریة و الزوجة و الدابة الثانیة و الخمسون: اذی الجار الثلثة و الخمسون: اذی المسلمین و شتمه الرابعة و الخمسون: اذیة عباد الله و التطول علیه الخامسة و الخمسون: اِسبال الازار و الثوب و اللباس و السراویل تعززا و عجبًا و فخرا و خیلاء السادسة و الخمسون: لبس الحریر و الذهب للرجال السابعة و الخمسون: اباق العبد الثامنة و الخمسون: الذبح لغیر الله عز و جل التاسعة و الخمسون: فیمن ادعی الی غیر ابنه وهو یعلم الستون: الجدل و المراء و اللدد الحادیة و الستون: منع فضل الماء الثانیة و الستون: نقص الکیل و الزراع و ما اشبه ذلک الثالثة و الستون: الامن من مکر الله تعالی الرابعة و الستون: اذیة اولیاء الله الصالحین الخامسة و الستون: تارک الجماعة فیصلی وحده من غیر عذر السادسة و الستون: الاصرار علی ترک صلاة الجمعة و الجماعة من غیر عذر السابعة و الستون: الاضرار فی الوصیة الثامنة و الستون: المکر و الخدیعة التاسعة و الستون: من حبس علی المسلمین و دل علی عورتهم الکبیرة السبعون: سب احد من الصحابة رضوان الله علیهم.


امام شمس الدین ذهبی در تالیفی که انجام داده است گناهان کبیره را با دلائلی که به رشته تحریر در آورده است هفتاد میشمارد. از جمله گناهان کبیره کفر است که بزرگترین گناه است. و کشتن کسی به ناحق، تهمت زدن به زن شوهر دار، زنا، فرار از جهاد، سحر، خوردن مال یتیم به ستم، عقوق الوالدین، انجام صغیره در حرم، سرقت، شرابخواری و ربا خواری که جمعا دوازده کبیره میشود. عبد الله بن عمرو بن عاص از پیامبر صلی الله تعالی علیه و سلم روایت میکند: الکبایر هی الاربع: الاشراک بالله و عقوق الوالدین و قتل النفس و الیمین الغموس. یعنی گناهان کبیره چهار است: خداوند را شریک گرفتن، پدر و مادر را آزار و اذیت کردن، کشتن نفس و سوگند خوردن به دروغ.


ابوطالب مکی گفت: گناهان کبیره هفده است که از جمله احبار جمع کرده ایم و جمله چیزی که از قول ابن عباس و ابن مسعود و ابن عمرو و غیر ایشان جمع شده است چهار است در دل: یکی شرک، دوم اصرار بر معصیت، سوم نومیدی از رحمت خدای، چهارم ایمنی از مکر او. و چهارم است در زبان: یکی گواهی دروغ، دومی قذف محصن، سومی سوگند غموس و آن سوگند دروغ باشد که بدان باطلی را حق کند یا حقی را باطل کند. و گفته اند که مال مسلمانی را با غموس به باطل ببرد اگر چه مسواکی از اراک باشد و غموس بر آن خوانند که صاحب آن در آتش فرو برد. چهارم جادوی، و هرآن سخنی باشد که آدمی و دیگر جسمها را از موضع خلقت بگرداند. 3- در شکم بود: یکی خوردن خمر و مست گرداند از هر شرابی که باشد دوم خوردن مال یتیم به ظلم سوم خوردن ربا با دانستن. و دو در دست: و آن کشتن و دزدی کردن است و یکی در پای: و آن گریختن است از صف کافران، چون یکی از دو بگریزد و یا ده از بیست بگریزد و چون بیش از آن باشند گریختن روا باشد. و یکی در همه اندام: و آن نافرمانی پدر و مادر است.


قال رسول الله صلی الله تعالی علیه و سلم: «اجتنبوا السبع المو بقات» یعنی خود را از هفت هلاک کننده نگاه دارید: «الشرک بالله و السحر و قتل النفس التی حرم الله الا بالحق و اکل مال یتیم و اکل الربا و التولی یوم الزحف و قذف المحصنات الغافلات المومنات» و فی روایة الکبائر: الاشراک بالله و السحر و عقوق الوالدین و قتل النفس و زاد البخاری: و الیمین الغموس و مسلم بدلها قول الزور. و قال شیخ الاسلام العلایی فی قواعده: انه صنف جزء اجمع فیه ما نصّ صلی الله تعالی علیه و سلم فیه علی انه کبیره. شیخ الاسلام علایی در قواعد خود میفرماید: من تمام گفتار پیامبر صلی الله تعالی علیه و سلم را در مورد گناه کبیره جمع آوری کردم و آنرا در یک جزئی به رشته تحریر در آوردم: «الشرک و القتل و الزنا و افحشه بحلیة الجار و الفرار من الزحف و اکل الربا و اکل مال الیتیم و قذف المحصنات و السحر و الاستطالة فی عرض المسلم بغیر حق و شهادة الزور و الیمین الغموس و النمیمة و السرقة و شرب الخمر و استحال بیت الله الحرام و نکث الصفقة و ترک السنة التقرب بعد الهجرة و الیاس من روح الله و الامن من مکر الله و منع ابن السبیل من فضل الله و عدم التنزه من البول و عقوق الوالدین و التسبب الی شتمها و الاضرار فی الوصیة. فهذه الخمسة و العشرون هی مجموع ما جاء فی الاحادیث منصوصا علیه انه کبیرة. این 25 مجموع آن چیزی است که در احادیث پیامبر صلی الله تعالی علیه و سلم آمده است و پیامبر صلی الله تعالی علیه و سلم به صراحت گفته است که اینان از شمار گناه کبیره هستند.


منابع و مآخذ
1ـ الزواجر عن اقتراف الکبائر
2ـ احیاء علوم الدین
3ـ الکبائر
4ـ شرح عقائد تفتازانی




نوشته شده در تاریخ جمعه 1 بهمن 1389 توسط محمد محمدی