تبلیغات
اهل سنت مذهب حنفی - احکام نکاه یازناشویی
اهل سنت مذهب حنفی

                       بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله المتوحد بجلال ذاته وکمال صفاته المتقدس فی نعوت الجبروت عن شوایب النقص وسماته والصلواة والسلام علی سیدنا ونبینا محمد المؤید بساطع حججه و واضح بنیاته وعلی آله واصحابه هداة طریق الحق وحماته.
                            احکام نکاه یازناشویی
در شریعت مقدس اسلام ازدواج در موقع داشتن قدرت مالی وغلبه شهوت واجت است.پیغمبر اکرم «ص»فرمود:«النکاح سنتی فمن رغب عن سنتی فلیس منی»یعنی ازدواج از جمله سنتهای من است.هر کس از سنت من رو برگرداند از جمله امتان من نیست.
در حدیثی دیگر پیغمبر اکرم«ص»فرمود:هرکس ازدواج نماید دو سوم دین خود را در امان خدایی در آورده است.زیرا هدف مهم از ازدواج حفظ عفت وپاکدامنی مرد،زن مسلمان است واز طرفی بوجود آمدن اپلاد صالح،چنانچه پیغمبر اسلام«ص»میفرماید:ازدواج نمایید تا نسل مسلمین زیاد شود،زیرا زور رستاخیز به بسیار امتم افتخار خواهم کرد.عفت وپاکدامنی که از اهم مقاصد اسلام است این است چنانچه زن ومردی در امر ازدواج سهل انگاری نمایندامکان دارد خدایی نکرده مرتکب عمل قبیح زنا شوند وکاخ عمرخود را بر باد دهند دانشمندان غیر اسلامی پس از قرنها به اعجاز فرمایش پیغمبر اکرم «ص»که فرمود:«عمل زنا برکت را از عمر میبرد»پی برده اند.زیرا علاوه بر مجازات شرعی زناکار در موقع زنا ایمان ندارد معلوم است که اشخاص زانی مبتلا به امراض گوناگون میشوند که این همانا رفتن برکت از عمر آنان است واگر چند روزی زنده باشند زندگیشان بدتر وفلاکت بار تر از مرگ است وهمانا روز رستاخیز در حضور پروردگارمتعال روسیاه خواهند بود.
زن بواسطه عقد ازدواج بر ورد حلال میشود.برابر شریعت اسلام،همینکه زن بر مرد حلال شد،مرد حق دارد هر نوع لذت واستمتاع از وی بجوید جز نزدیکی کردن از عقب که مطلقا حرام محض است.دلیل«نزدیکی از عقب باعث شهوت بسیار شدید زن میشود» اگر زن وقتی مرد نزدیکی بخواهد وپیشش نیاید فرشته ها تا نزدیکی بعدی به آن زن نفرین میفرستند.
عقد ازدواج پیمانی دو جانبه است که باید از طرف مرد و زن یا وکیل آنان در حضور دو نفر شاهد ایراد گردد.زن بگوید خود را به نکاه تو در آوردم و مرد بگوید قبول کردم.مثلا یا وکیل زن بگوید:فاطمه دختر فلانی را وکالتا به نکاح دائمی به موکل تو دادم.وکیل مرد بگوید:فاطمه دختر فلانی را به نکاح دائمی برای موکل خود احمد قبول کردم.




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 3 اسفند 1389 توسط محمد محمدی